حافظ؛ پدری که هنوز برای فرزندان این سرزمین فال میگیرد

یادداشت سردبیر:
حافظ؛ پدری که هنوز برای فرزندان این سرزمین فال میگیرد

به قلم: حبیب توانگر (سردبیر پایگاه خبری چکاوک البرز به بهانه روز حافظ)
حافظ سالهاست که در خاک شیراز آرام گرفته، سالهاست که جسم زمینیاش از این جهان پر کشیده است، اما حقیقت حضور او در تاروپود زندگی ما ایرانیان جریان دارد. حافظ برای بسیاری از مستمندان و تهیدستان این دیار، هنوز هم مثل یک پدر است؛ پدری مهربان که اگرچه خود در ظاهر نیست، اما بساط فال دیوانش در کوچهپسکوچههای شهر، روزیرسان و دستگیر سفرههای خالی بسیاری از نیازمندان است. او نه تنها با کلامش دلها را تسکین میدهد، که با همان برگهای کوچک فال، پدری میکند و نانآور سفرههایی میشود که چشمانتظار نگاه پرمهر لسانالغیباند.
- خاطره ای از معلم پنجم دبستان12 اردیبهشت 1402
رابطه ما ایرانیها با حافظ، یک پیوند دفتری یا تفننی ساده نیست؛ ما از کودکی تا کهنسالی با اشعار او درگیریم، زندگی میکنیم و نفس میکشیم. از همان روزهای نخستین که در کتابهای مدرسه با بیتهای زلالش آشنا میشویم تا روزگار پیری و خمیدگی قامت، دیوان حافظ مأمن و پناهگاه دلتنگیهای ماست. هر گرهای که در کار میافتد، هر بیم و امیدی که بر دل مینشیند، سراغ دیوان او میرویم و گویی اوست که از آن سوی قرنها، پاسخ تکتک دلواپسیهایمان را در ابیاتش نهفته دارد.
مگر میشود از شبهای بهیادماندنی زندگی ایرانی سخن گفت و یادی از حافظ نکرد؟ یکی از بهترین و نابترین شبهای سال در فرهنگ ما، همان لحظاتی است که دور هم گرد میآاییم، دیوان حافظ را میگشاییم و در میان زمزمه دعا و تمنا، فال میگیریم. آن شبها، خانههایمان عطر آرامش میگیرد و حافظ، به عنوان مهمان همیشگی و عزیز سفرههای یلدا و دورهمیهایمان، روشناییبخش محفل ما میشود.
حافظ مرده است؟ هرگز! کسی که پیام عشق، امید، آزادگی و انسانیتش تا اعماق جان نسلها ریشه دوانده، هرگز نمرده است. او زنده است؛ در صدای دستفروشی که در سر چهاردانگه یا چهارراه طالقانی کرج فال میفروشد، در زلالترین شبهای نشاط و دلتنگی ما، و در حافظه تاریخی مردمی که شعر را نه فقط برای خواندن، که برای زیستن انتخاب کردهاند.




