قصه جاوید ما به سر رسید، از سرگذشت ولی به آخر نرسید

قصه جاوید ما به سر رسید، از سرگذشت ولی به آخر نرسید

عاشورا فراتر از یک واقعه در تقویم یا یک رخداد در پهنه جغرافیای نینواست. واقعهای که در ظاهر، با شهادتِ «قصه جاوید»ِ آزادگان به سر رسید، اما در باطن، تنها مجرایی برای جاری شدن حقیقت در رگهای تاریخ گشود. ما هر ساله در سوگ حسین (ع) مینشینیم، نه برای آنکه داغی کهنه را تازه کنیم، بلکه برای آنکه به تماشای «سرگذشت» ایستادهایم؛ سرگذشتی که هیچگاه به پایان نمیرسد و تا زمانی که «حق» و «باطل» در تقابلاند، در هر عصر و نسلی بازتولید میشود.
تیترِ این یادداشت، شاید پارادوکسِ اصلی قیام حسینی باشد. حسین (ع) در ظهر عاشورا به سرمنزل مقصود رسید؛ آری، قصه جاویدِ او با پیوند میان خون و خاک به اوج خود رسید و تمام شد. اما درست از همان لحظه که خورشید کربلا غروب کرد، «حقیقتِ» آن قیام طلوع کرد. «سرگذشتِ» حسین، قصهای نیست که در سال ۶۱ هجری دفن شده باشد؛ این یک جریانِ زنده است که از پسِ قرنها، همچنان میخروشد و در جانِ انسانهای آزادهخواه، جوانه میزند.
چرا سرگذشتِ کربلا به آخر نمیرسد؟ چون کربلا نه یک مکان، که یک «میزان» است. میزانی برای سنجشِ عیارِ ایمان، انسانیت و شجاعت. تا زمانی که در هر گوشه از این جهان، ظلمی بر مظلومی روا داشته میشود و تا زمانی که وجدانی برای بیدار ماندن وجود دارد، «قصه» ادامه دارد.
ما در «چکاوک البرز»، در این روزها که داغ حسین (ع) دوباره در فضای شهر پیچیده است، تنها به سوگواری نمیپردازیم. ما به دنبال آن هستیم که ببینیم چگونه میتوان «سرگذشتِ» او را در زیستِ روزمره خود پیاده کنیم. چگونه میتوان در هیاهوی جهانِ مدرن، صدای حقیقت را شنید و در برابر ناملایمات، چون کوه استوار ماند.
عاشورا به ما آموخت که اگر «قصه» به سر رسید، برای این بود که «راه» آغاز شود. راهی که انتهای آن، نه پایانِ مسیر، که پیوستن به دریای بیکرانِ حقیقت است. هر سال که میگذرد، ما در آینه کربلا خود را بازمییابیم و میپرسیم: «آیا ما هم در مسیرِ بیپایانِ این سرگذشت، ایستادهایم؟»
یاد حسین (ع)، بیش از آنکه اشک باشد، «بصیرت» است. و این سرگذشت، تا قیامِ قایمِ آلمحمد (ص) ادامه خواهد داشت؛ چرا که حقیقت، هرگز به آخر نمیرسد.
سردبیر چکاوک البرز نیوز
توانگر




