یادداشت

سوگ چهل روز غمگین

سوگ چهل روز غمگین

یادداشت_ چهل روز گذشته است؛ چهل روزی که نه ساده گذشت و نه شبیه روزهای پیش از آن بود. هر صبح با یاد نبود رهبر آغاز شد و هر شب با سنگینی دلتنگی به پایان رسید. انگار زمان، آهسته‌تر از همیشه قدم برداشت تا جانِ مانده در غم، فرصت پیدا کند معنای تازه‌ای از صبر را بفهمد.

در این چهل روز، و در بهبوهه جنگ غم مثل سایه‌ای آرام همراه شد؛ نه آن‌قدر تند که فراموشی بیاورد، نه آن‌قدر سنگین که فروبپاشی. فقط یادآوری کرد که جای خالی برخی آدم‌ها هیچ‌وقت پر نمی‌شود؛ تنها یادش است که آرام‌آرام شکل دیگری در دل می‌گیرد.

امروز در فراق چهلمین روز شهادت رهبر بزرگ ، امام خامنه ای، آدم‌ها جمع شدند، کنار هم ایستادند، اشک ریختند، خاطره گفتند و سکوت کردند. این همراهی، شاید نتوانست غم را کم کند، اما دل را گرم کرد؛ اینکه هنوز قلب‌هایی هستند که کنار هم می‌تپند، هنوز شهری هست که فقدان را با هم تاب می‌آورد، و هنوز امیدی هست که از دل همین دلتنگی جوانه می‌زند.

چهل روز گذشت، اما یاد رهبر فقید، یاد کسی که نبودنش این سکوت بلند را ساخته، هنوز در دل‌ها جاری است. و شاید معنای واقعی چهل روز همین باشد: نه فراموشی، نه پایان غم؛ بلکه آغازی تازه برای ادامه دادن با جانشین بر حقش، با خاطره‌ای که همیشه همراه خواهد ماند.

 

توانگر

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا