اجتماعی

خبرنگاری؛ نبردِ نابرابر با فراموشی و سکوت

اکبرحیدری:

خبرنگاری؛ نبردِ نابرابر با فراموشی و سکوت

روز خبرنگار، بیش از آنکه فرصتی برای گرامی‌داشتِ یک «شغل» باشد، مجالی برای تأمل در «هویت» و «مسئولیت» است؛ هویتی که در تلاقی میان منافع عمومی، محدودیت‌های ساختاری و افسونِ سرعت، معنا می‌یابد. خبرنگاری، برخلاف آنچه در نگاهِ بیرونی به تصویر کشیده می‌شود، نه حرفه‌ای پرزرق‌وبرق، بلکه ممارستی فرساینده برای ساختنِ بنایِ اعتماد است؛ بنایی که هر روز در معرضِ تخریبِ اطلاعاتِ نادرست، روایت‌های جهت‌دار و هیجان‌های زودگذر قرار دارد.
دشواریِ خبرنگار در عصرِ حاضر، دیگر فقط در «دسترسی به خبر» خلاصه نمی‌شود. چالشِ اصلی، نبرد با «انبوهِ اطلاعات» است. در روزگاری که هر شهروند با یک گوشی هوشمند، خود را «رسانه» می‌پندارد، مرز میان «خبرِ مستند» و «شایعه‌»، بیش از هر زمان دیگری در حال رنگ‌باختن است. در این میان، خبرنگار حرفه‌ای کسی است که با اتکا به اصولِ اخلاقِ حرفه‌ای، همچون صافی عمل می‌کند؛ اوست که باید از دلِ هیاهویِ شبکه‌های اجتماعی، حقیقت را بیرون بکشد، راستی‌آزمایی کند و با فدا کردنِ «سرعت» به پایِ «دقت»، اعتبارِ جامعه را حفظ نماید.
بسیاری گمان می‌کنند که زندگیِ حرفه‌ایِ یک خبرنگار، در جلساتِ خبری یا نشست‌های مطبوعاتی خلاصه می‌شود؛ اما واقعیتِ پشتِ صحنه، تصویری متفاوت دارد. زندگیِ خبرنگار، در میانِ تنش‌های بی‌پایان، انتظار برای پاسخ‌گوییِ نهادها، مواجهه با درهای بسته و فشارهای فرسایشیِ روانی تعریف می‌شود. او هر روز با «سنگینیِ کلمات» دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ چرا که می‌داند هر واژه‌ای که بر کاغذ می‌نشاند یا در قابِ دوربین ثبت می‌کند، می‌تواند سنگی باشد بر دیوارِ شفافیت یا غباری بر چشمانِ حقیقت. این مسئولیت، نوعی «بارِ سنگین» است که کمتر کسی آن را درک می‌کند.
نکته‌ای که اغلب در مناسبت‌ها مغفول می‌ماند، این است که «خبرنگارِ آزاد و حرفه‌ای»، ستونِ اصلیِ توسعه و عقلانیت در هر جامعه‌ای است. جامعه‌ای که صدای خبرنگارانش خفه شود یا ابزارهایِ پرسشگری از دستشان گرفته شود، ناگزیر به تاریکیِ ابهام و فساد تن خواهد داد. خبرنگاری که مطالبه‌گری می‌کند، در واقع نه برایِ خود، که برای «حقِ دانستنِ مردم» می‌جنگد. بنابراین، روز خبرنگار نباید تنها به مراسم‌های نمادین تقلیل یابد؛ این روز باید مجالی برایِ بازتعریفِ رابطه جامعه با رسانه باشد.
برایِ تحققِ یک رسانه‌یِ پویا، ما بیش از هر چیز به «امنیتِ حرفه‌ای» نیاز داریم. تا زمانی که خبرنگار دغدغه‌ی معیشت، امنیتِ شغلی یا فشارهایِ بیرونی را بر دوش داشته باشد، نمی‌توان انتظار داشت که در برابرِ کژی‌ها بایستد. احترام به جایگاهِ خبرنگار، در عمل به معنایِ تضمینِ استقلالِ او و فراهم کردنِ بستری است که در آن، پرسشگری نه یک «جرم» یا «مزاحمت»، بلکه یک «وظیفه ملی» تلقی شود.
در نهایت، خبرنگاری، «ایستادگی در میانه» است؛ ایستادن در میانه قدرت و مردم، در میانه ترس و شجاعت، و در میانه تردید و یقین. کسانی که این مسیر را انتخاب کرده‌اند، خوب می‌دانند که پاداشِ نهاییِ این کار، نه تحسینِ زودگذر، بلکه سهمی است که در روشن نگه داشتنِ چراغِ آگاهی برایِ نسل‌هایِ آینده دارند. این همان میراثِ حرفه‌ای است که هیچ فشاری نمی‌تواند آن را پاک کند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا